ترکی واژگان A2

سطح: A2 · ترکی

15 واژه

ترکیمعنیجمله نمونه
kütüphaneمکانی که کتاب‌های مختلفی در دسترس است و مردم می‌توانند آنها را بخوانند.Her hafta sonu kütüphaneye gidip kitap okuyorum.
من هر آخر هفته به کتابخانه می‌روم تا کتاب بخوانم.
alışverişعمل خرید اقلام یا غذای ضروری.Bugün markete gidip alışveriş yapmam gerekiyor.
من امروز باید به بازار بروم تا خرید کنم.
otobüsیک وسیله نقلیه بزرگ که می‌تواند مسافران زیادی را حمل کند.Sabah işe gitmek için otobüse bindim.
من صبح با اتوبوس به سر کار رفتم.
parkیک منطقه جنگلی و چمنزار که مردم می‌توانند در آن استراحت کنند و لذت ببرند.Çocuklar parkta oyun oynuyor.
بچه‌ها در پارک بازی می‌کنند.
davetدعوت کسی به یک رویداد یا مکان.Doğum günü partisine seni de davet ediyorum.
من تو را به جشن تولد دعوت می‌کنم.
buzdolabıدستگاهی که غذا را سرد نگه می‌داردBuzdolabında süt var mı?
آیا در یخچال شیر هست؟
kalabalıkتعداد زیادی از افراد با همPazar günü meydan çok kalabalıktı.
میدان در روز یکشنبه بسیار شلوغ بود.
dondurmaغذای شیرین سردYazın dondurma yemeyi çok severim.
من عاشق خوردن بستنی در تابستان هستم.
tren istasyonuمحلی که قطارها حرکت می‌کنند و می‌رسندTren istasyonunda buluşalım mı?
آیا در ایستگاه قطار ملاقات کنیم؟
sergiمحلی که آثار هنری به نمایش گذاشته می‌شوندBu hafta yeni bir sergi açılıyor.
این هفته یک نمایشگاه جدید افتتاح می‌شود.
hastaneمحلی که بیماران درمان می‌شوندHastaneye gitmem gerekiyor.
باید به بیمارستان بروم.
çevreمحیط طبیعی و مصنوعیÇevreyi korumak hepimizin sorumluluğudur.
حفاظت از محیط زیست مسئولیت همه است.
postaسیستمی برای ارسال نامه‌ها و بسته‌هاPosta kutusunda bir mektup buldum.
یک نامه در صندوق پستی پیدا کردم.
ofisمحلی که کار انجام می‌شودOfiste toplantı yapacağız.
ما در دفتر جلسه خواهیم داشت.
tatilزمانی که بدون کار سپری می‌شودBu yaz tatil için Antalya'ya gideceğiz.
این تابستان برای تعطیلات به آنتالیا خواهیم رفت.

این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسش‌ها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.

← فلش‌کارت واژگان زبان ترکی